آخرِ تنهایی استْ بی‌تو قدم زدن در پاییز!

1

انار، فصل ندارد

هر وقت تو بخندی

می‌شکفد!

2

از قدم‌های تو شروع می‌شود پاییز

وقتی کفش‌هایت را

پشت به در جُفت می‌کنی!

3

وقتی "من" از چشم "تو" می‌افتد

پرنده، از چشمِ آسمان

و برگ، از چشمِ درخت

پاییز، آغاز می‌شود!

4

فراموشی گرفته است خانه،

انگار از تمام دیوارها

نقشِ یاد تو را جویده‌اند موریانه‌ها

...........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

/ 15 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

درود بر شما

مهدي...مشهد

نه تو آمدي نه فــــراموشي ....دارند پيرم مي كنند خاطره ها ميان اين همه "نبودن ها" و نيامدن ها" م.روشنا

اهورا

با سلام فراخون شعر : http://www.ahoorapress.ir/otheronsite-fa/poets-today/322-1392-06-10-22-40-35.html لطفا اطلاع رسانی کنید. با تشکر انتشارات سرزمین اهورایی  [گل]

حسین

وقتی "من" از چشم "تو" می‌افتد پرنده، از چشمِ آسمان و برگ، از چشمِ درخت پاییز، آغاز می‌شود! چه جالبههههه آفرین عالی اند.

zahra

کوچه ها را بلد شدمـــــــــ.. رنگهای چراغ راهنما .. جدول ضربــــــــــ.. دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم اما گاهی میان آدمها گم میشوم آدم ها را بلد نیستم…!

ترنج نامه

سلام شعرهایتان قشنگند به مهمانی شعرهایم بیایید

و دریغا بامداد...

سلام و درود ! فصل ندارد ، هر وقت تو بخندی می‌شکفد... بسیار زیبا ! ممنونم [گل]

مهدو

همیشه شعرهات رو دوست دارم . این جا و اون جا اسمت به گوشم می خوره . سبک انفجاری و بمب های واژه به واژه ... امیدوارم خفتگانِ این روزها بالأخره بیدار بشوند . امیدوارم بفهمند که روزگار شاعری به سبک سعدی و صائب تمام شده ...