در برکه‌ات بمانْ ماهی کوچک! دریا بزرگ است برای تو !

شعرخوانی در سلیمانیه ی عراق... رضا کاظمی... مریوان حلبچه ای

 1

به تنهایی رفتی

و ندانستی تنهایی

در من است!

2

چه می‌کنی باد!

عطرِ مووهاش را جای دیگری بپاش

این خانه، خودش ویران است!

3

به خیالِ تو اعتباری نیست

گاهی هست، گاهی نیست.

باید

با خیال خودم سفر کنم!

4

همیشه همین است:

من به تکاپوی رسیدن

تو به انتظار چیده شدن

و نهایت

نرسیده و رسیده به خاک افتادن!

.........................................................................................................

وب‌سایت "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی

/ 25 نظر / 76 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نارون

خوشحالم که به این دنیا آمده اید...وگرنه ان شعرها متولد نمی شد...

مهدی ...مشهد

...صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید. ...گزاف نیست که اعتراف کنم این شعرها همان "نهایت صمیمانه ی حـــــزن"است...با آدمها حرف میزنند این نگاشته ها.جان دارند این کلمات..بازی میدهند روح را...و ممنونم برای این همه زیبا اندیشی ات که تصویرهایی زیباتر خلق می کنی با واژه ها...رقص قلمت همچنان بر مدار عاشقانه و دلتنگی! زنده باشی رفیق

باران

زیبا زیبا ساده... مثل همیشه... هر بار که شعراتون رو میخونم انگار نشستم کلی از دلم واستون گفتم و شمام از روش نوشتین..انقدر که حسشون میکنم.همیشه زنده باشید در پناه خدا

قه قرا

سلام شعرهایت مث من کم پیدا شده- دیگه مث اسبق هایکو نمیگی به امید کارهای بهتر بدرود

فاطیما

خیلی خوشحالم از اینکه تو به دنیا اومدی، تو... میلاد سبزتون رو به وجود سبزتون تبریک میگم. همیشه باشید استاد همیشه استاد.

...

دیوانه میکند مرا اشعار کاظمی

niloofar

[گل]yanii mahshaar bod!! vaghean mamnoon!!!

niloofar

[گل]yanii mahshaar bod!! vaghean mamnoon!!!