آی زندان‌بان! باز کن پنجره‌هایی که بسته‌ای!

مجموعه داستانی از رضا کاظمی منتشر شد... ناشر: مهر نوروز

مجموعه داستانی از رضا کاظمی منتشر شد: "یک سفر، دو لیوان چای آشغال؛ و مسافری که شبیه تو بود"؛ ناشر: مهر نوروز 

1

دلتنگی

یعنی به تماشای غروب بنشینی وُ

خورشید، در آن‌سوی جهان

به‌جای تو،

در چشم‌های او طلوع کند!

2

نیامدنَ‌ت بی‌دلیل نیست

چرا که ما هر شب

با زنی که شبیهِ تو استْ می‌خوابیم!

3

زن

مردش به جنگ رفته بود

که موهاش را تراشید!

درخت

پرنده‌اش پریده بود

که پاییز نرسیده برگ‌ریزان کرد!

 

چه‌قدر دردشانْ شبیه هم است این‌ها!

......................................................................................................................

وب‌سایتِ رسمِ خیال، نمایشگاه و فروشگاه مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی...

دانلود کنید!... " نخند مرد! "، شعری از رضا کاظمی... آهنگساز و خواننده: نیما کامکار

/ 12 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گوشه ی تنهایی

ظلمت زندان مرا می کشت.. [گل]

سارا

زیبا بود 3 زیباتر هم بود ممنون [گل]

سمیرا

سه تا از شعرهای محبووووب من. مرسی. بخصوص ۳. مرسی از کتاب. کدوم کتاب فروشی بریم؟

سیما

یه آدمایی هستن تو زندگی آدم که حتی وقتی ازشون فاصله میگیری هیچ وقت نمیتونی فراموششون کنی...این آدما خودشون چند دسته ان...یک دسته ی خوب از این آدما اونایی هستن که وقتی یادشون میفتی یه لبخند خوشگیل میفته رو لبات و دلت میخواد همین الا گوشی رو ورداری و صداشو بشنوی وچند تا حرف خوشمزه بهش بگی یا ازش بشنوی و بعد گوشی رو قطع کنی و چند ساعت با این لبخنده شارژبشی و زندگی کنی!...اما گاهی وقتها هست بعد از اون لبخنده و ورداشتن گوشیت یهو یه ترس عجیبی سراغت میاد از اینکه شاید صدای تو کسی رو خوشحال نکنه اون وقته که گوشی رو میذاری زمین و با یه بغض گنده چند ساعت از زندگیتو سر میکنی! ای باباااااااااا...این کی بود به من گفت پر چونه؟هان ؟

پرستنده

شعرهایتان خیلی مختصر و به شدت مفید است! :)

آرام رضوی

خیلی زیباست ازتون خواهش می کنم به وبم سر بزنید و در باره ی دلنوشته هایم نظر بدید نظرشما برایم محترم است.

م.آرمان

درود برشما تبریک به مناسبت چاپ کتابتان