خسته بود پدر. خوابید وُ، خانه از آوازِ پرنده‌ها پُر شد

1

به احترامِ هر قطاری که از راه می‌رسد

کلاه برمی‌دارد از سر

مردی که سال‌هاست

قطاری دل‌اَش را بُرده‌ است!

2

هیچ‌کس از آسمانِ گرفته

توقعِ آفتاب نمی‌کند.

 

با دلتنگی‌اَت کنار بیا مرد!

3

گس و شیرین،

تو نوبرانه‌ی اناری

حتا اگر

میوه‌ی فصل دیگری باشی!

4

من،

قایقِ شکسته‌ای برگشته از دریا

تو، بندری مه‌آلود و سرد.

 

تا کنارت پهلو بگیرم

آتشی دست‌و‌پا کردی از من!

/ 10 نظر / 61 بازدید
دا

قشنگ نبودند!!!

دا

پا پتی ناو مانگه شو،مانگه شویش بچین اعتراص کی ن وه شو!!!

دا

سلام،امیر بختیاری فوت شدند؟؟؟ و چرا نیستند؟؟؟

محمد

شعرات دیگه مالی نیست استاد انگار شعرات آبکی شدند

محمد

بنظرم شعراتو برای پول در آوردن و کتاب نوشتن مینویسی چون مث قدیم دیگه از دلت بر آمده نیست وقتی شاعران ما پولکی بشوند باید فاتحه شعراشونم خوند و رفت بای

دا

سلام،در اولین روز رمضان برای امیر بختیاری فاتحه بخوانیم،جوان ناکام مادرش بمیرد...

مریم

درود و سلام خیلی خوش حالم که وبلاگتونو آپ کردین فکر کردم دیگه آپش نمیکنید امیدوارم احساسات شاعرانتون هیچ وقت تموم نشه و گذر زمان کم رنگش نکنه سرفراز و پرانرژی باشید.

الف

انار فصل ندارد.. [گل][گل][گل]

مرگ رنگ

سلام اسم شمارو زیاد تو وبها دیده بودم واقعا اشعار زیبایی دارین امیدوارم اشکال نداشته باشه منم تو وبم بذارمشون موفق باشین[گل]

مرگ رنگ

سلام شعراتون یکی از یکی زیباترن امیدوارم سرشار از شادی باشین[گل]