بهاریه‌ها...

1

بیا به هم دروغ بگوییم!

 

من بگویم: بهار شده

تو باور کنی، بیایی!

2

بهار آمده اما

من هنوز

دلم بهار می‌خواهد.

بیا !

3

سبزه، سفره‌ی هفت‌سین

گُل، ماهیِ قرمز ؛...

این‌ها به تنِ بهار

وصله‌های ناجورند؛

تو که نباشی!

4

بهار

اطمینانِ خاطری‌ست

از دلهره‌ی پاییز.

5

نیایی هم

بهار می‌آید.

حفظِ آبرو کُن؛

                       بیا !

6

دارد بهار می‌شود

گل‌فروش‌های دوره‌گرد

بنفشه جار می‌زنند.

کدام پرستو

بذر تو را هدیه خواهد آورد؟

7

صاحب‌خانه می‌گوید بهار
خانه گران می‌شود
اجاره بهاء گران‌تر.


نگران نباش!
کوچ می‌کنیم مثلِ پرستوها

8

نیایی

بهار نمی‌آید

پرستوها بی‌کار می‌شوند

درخت‌ها غمْ باد.

 

حالا من هیچ؛ اما

چه گناهی کرده‌اَند این بی‌چاره‌ها؟!

9

امسالْ بهار

هفت‌سینِ‌مان کامل نیست.

سیبِ سُرخِ گونه‌هات را

کم دارد!

10

سازت را

با بهار کوک کن

مرا

با چشم‌هات!

..........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

/ 21 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

مــــــــــن اینجا، کنار همین رویاهای زودگذر، به انتظار آمدن تـــــــو ، خط های سفید جاده را می شــــــــمارم

star

سلام لذت بردم ممنون میشم به وب من هم سر بزنید تا نظرتون رو در مورد نوشته هایم بدونم!!

مهدوی

رانتخوار،از، توبره وآخور، مُضاعف می­خورَد، او بُوَد کفتاری واین لاشه مُرداری جدا [گل] سلام تشریف بیار نظرتون برام مهمه [گل]

گوشه ی تنهایی

سازم را با چشم هات کوک کن [گل] بهار به شادی.

هلنا

سلام وبتون خیلی قشنگ... ممنون میشم ب وبم سر بزنید..[گل]

ع.ه

مثل زلزله ناگهانی نیست. تنهایی، فقط روزی یک آجر از آدم کم می کند.!!

صنم

قشنگ بود وهمه اش حرف از بهار و امدن یار... می ایم همین بهار ...

فلورا رحمانیان

سلام استاد از آشنایی با شما خوشحالم به بچه های بجنورد هم دری بزنید و اگه قابل دونستید منو به جمع دوستانتون سنجاق کنید

باد

دارد بهار می‌رود ديگر خبري از گل‌فروش‌های دوره‌گرد نيست. بهار آمد و رفت اما من هنوز دلم بهار می‌خواهد. بیا !