حالا جای من این شعرها برایت آواز می‌خوانند!

 1

وقتِ رفتن

به‌دست‌َ‌ش سپردم‌َت،

اما دیگر

بازَت نگرداند.

 

چه نارفیق است خدا

2

این خانه،

موریانه نداشت

یادِ تو

به جان‌ش انداخت!

3

دست‌َم را رها کردی

گم‌ شدم میانِ آدم‌ها.

چه‌قدر گم‌شدن خوب است

اما

نه میانِ آدم‌ها

4

« ویران می‌آیی »*

ویران می‌شوم.

خانه‌ات آباد،

آباد بیا !

 

* نام رمانی از حسین سناپور

..............................................................................................

"رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی آثار هنری رضا کاظمی...

/ 20 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Ho3ei_N

سلام استاد ، با یک داستان کوتاه به روزم با نقدتون خوشحالم کنید !

وحید شیخ احمد صفاری

سلام استاد داستانی تحت عنوان گورستان آن شب تولد به انتظار خوانش و نگاه شما نگاشته ام دردوتان باد

فاطیما

سلام و سپاس فراوان ممنونم از این همه احساسات ناب و عاشقانه همیشه باشید.

[

هرچيروكه بيشترازهمه ميخواي3بارتكراركن،بعدآيه زيروبخون:بسم الله الرحمن الرحيم لاحول ولاقوه الابالله العلي العظيم،اين پياموبه9نفربرست آرزوت قبول ميشه،باورنميكردم واقعاقبول ميشه اگرپاك كني ونفرستي خداآرزوتوقبول نميكنه ساعتتونگاه كن،9دقيقه بعديه اتفاق ميفته كه خوشحال ميشي التماس دعا

کویر

چرا عشق تلخه؟؟؟ چرا عشق عشق میمونه اما با فراغ؟؟؟ چرا عشق میشکنه دل رو اما بازم عشق رو نگه میداریم؟؟؟ چرا؟؟؟ چرا عشق حسرت میشونه کنج قلب اما بازم برات عزیزه؟؟؟ چرا عشق؟؟؟

sara

شعر هيچکس مثل اشعار شما به دلم نمی نشيند! مرسی